تبليغاتX
تنظ نوشته های ارژنگ حاتمی - اندر احوالات نخبگان غير علمي دانشگاه ها!

ارژنگ حاتمي

اصولا دانشگاه هاي ما نخبه پرور هستند و اين نخبه پروري تنها محدود به مسائل علمي نمي شود، و افراد مي توانند بر در موارد ديگري هم تبديل به نخبه شوند، از جمله:

- تقلب: اين افراد پس از بيش از چهار سال حضور مستمر در دانشگاه و حضور در امتحانات مختلف در زمينه ي تقلب كردن به تبحر خاصي مي رسند و در اين زمينه نخبه مي شوند، اين افراد به جاي درس خواندن بيشتر وقت خود را به كشف راه هاي جديدتر براي تقلب كردن صرف مي كنند و معتقد هستند به تعداد دانشجوها راه است براي تقلب كردن، اين افراد معتقد هستند بايد از تكنولوژي روز همچون ماشين حساب، گوشي همراه و ... براي تقلب كردن بهره برد.

- گرفتن نمره: برخي افرادي كه نمي توانند در زمينه ي تقلب كردن به حد نخبگي برسند استعداد خود را صرف گرفتن نمره مي كنند به طريقي كه برخي به حد نخبگي در اين امر نيز مي رسند، برخي از آنها اين توانايي را دارند كه با صحبت هايشان استادشان را متاثر و اشك وي را در بياورند، صحبت هايي همچون آنها پدرشان تصادف كرده و مادرشان بيمار است و بايد روز و شب كار كنند تا بتوانند شكم برادرها و خواهرانشان را سير كنند و به همين علت نتوانسته اند درس بخوانند، بوجود آمدن اين گونه از نخبگان در دانشگاه ها كه هنرشان ارتباط تنگاتنگي با هنر بازيگري دارد اين نويد را به ما مي دهد كه در آينده اي نه چندان دور شاهد حضور بازيگراني توانا در صنعت سينماي كشور باشيم.

- پيچاندن: اين افراد با پيچاندن كلاس درس و استاد كم كم نخبه مي شوند، فوايد توليد اين گونه نخبگان اين است كه در آينده مي توانند از اين هنر خود براي پيچاندن خانم هايشان استفاده كنند و در نتيجه آمار طلاق پايين مي آيد، و همچنين پيچنده ها مي توانند مدير عامل يا رئيس خود را هم بپيچانند و آمار اخراج هم كاهش پيدا مي كند، البته شما به اين كار نداشته باشيد كه در عوض اين پايين آمدن ها آمار چه چيزهايي بالا مي رود!

- فوتبال: اصولا ورزش چيز خيلي خوبي است، البته برخي معتقد هستند علاوه بر پيگيري اخبار مربوط به ورزش بد نيست كه آدم هر از چند گاهي يه تكوني هم به خودش بده، اما گروهي ديگر هم بر اين عقيده هستند كه : «برو بابا! كي حوصله اش رو داره، برخي دانشجويان در خوابگاه ها و ايضا خانه هاي دانشجويي بر اثر مشاهده مداوم پخش مستقيم فوتبال با گزارشگري فردوسي پور و بحث هاي مداوم و مستمر پس از پايان بازي ها به نخبگي در اين زمينه مي رسند، تنها نكته ي مثبت اين نخبگان اين است كه در يك جمع مي توانند در مورد يك موضوع ساعت ها حرف بزنند و كلا حرف هم كم نمي آورند!!

- سرعت عمل: در اين چهار سال هم برخي به توانايي هاي عجيبي مي رسند، و نخبگاني مي شوند كه شايد تا قبل از اين تنها در فيلم هاي علمي تخيلي مي توانستيم پيدا كنيم، آنها برخي كارها را در مدت زماني بسيار اندك انجام مي دهند كه هيچ كس حتي فكرش را هم نمي تواند بكند، برخي از اين نخبگان سريع، پنج دقيقه قبل از كلاس از خواب بيدار مي شوند، مسواك مي زنند، چايي و ايضا صبحانه مي خورند و در نهايت تعجب به موقع سر كلاس مي رسند، برخي معتقد هستند بايد در آينده پروژه هاي شهري را به دست اين نخبگان داد تا به مانند پروژه قطار شهري اينقدر طول نكشد!!

- معده : برخي دانشجوها نيز پس از سالها استفاده از غذاهاي سلف دانشگاه هايشان نه خودشان بلكه معده هايشان نخبه مي شوند، معده هاي اين افراد برخلاف معده هاي ديگر افراد اين قابليت را پيدا مي كنند كه همه چيز، حتي آجر را هم هضم كنند، اميد است با روند رو به رشد افزايش دانشجو در سالهاي آتي شاهد باشيم تمام معده ها نخبه شده باشند، زيرا در اينصورت ديگر نيازي به واردات گندم و ... نداريم، فقط كافيه چند تا كوره پز خونه ي آجر افتتاح بشه!

چاپ شده در روزنامه شهرآرا (۱۱/۴/۸۸)

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 20:54 توسط ارژنگ حاتمی |